طعن هفتم (دلیل کفر)

وجوه کفر عایشه از طریق فتوای او به رضاع کبیر (شیر دادن زنان به مردان نامحرم!!) و سینه دادن خود او به مردان نامحرم

یکی از ادلۀ قاطع در اثبات کفر عایشه علیهااللعنة این است که بعد از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم، فتوا به «رضاع کبیر» می داد. و این مسأله  را به پیامبر نسبت می داد علاوه برآن می گفت آیاتی هم در مورد رضاع کبیر نازل شده بود که بز آنها را خورده است!!

وجوه کفر عایشه در این جریان بسیار زیاد است که چند نمونۀ آن عبارت است از:

1. دروغ بستن به پیامبر صلی الله علیه وآله وسلّم

2. دروغ بستن به کتاب خدا

3. فتوای به غیر ما انزل الله

4. عمل به این فتوی و امر کردن به خواهران و دختران خواهر برای شیر دادن و پذیرفتن مردانی که از این طریق شیر می خوردند.

5. قائل شدن به تحریف قرآن که به حکم جماعت عمریه هر کس قائل به تحریف قرآن باشد کافر است.

6. استخفاف حضرت رسالت مآب از این طریق که در جایگاه همسری پیامبر قرار گرفته و فتوا به فحشا می دهد.

عایشه قائل به رضاع کبیر بود. یعنی برای محرم شدن کافی بود مردی ـ هر چند بزرگسال ـ  از سینۀ زنی، پنج مرتبه شیر بخورد، آن وقت آن زن مادر او و خواهر آن زن، خاله او می شود. عایشه اگر دوست داشت با مردان نامحرم ملاقات کند و اجازه ورود به خانه اش بدهد و در برابر آنها حجاب نداشته باشد، دستور می داد تا آن مردان نزد دختران خواهرش بروند و شیر بخورند، تا محرم او بشوند. ولی ام سلمه و سایر زنان پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم به شدت با این نظر مخالفت می کردند.

او با جعل داستانى كه ناقل آن فقط خودش بوده و دروغ بستن به پیامبر و نيز جعل آيه ‏اى از قرآن ـ به اين عذر كه داجن (بره يا بزغاله‏اى كه در اطاق نگهدارى مى‏شد) آن را خورد ـ هم خود را در معرض ديد نامحرم قرار می داد و هم دختران برادر و خواهرش را وادار به گناه می كرد.

 

روایت جعلی عایشه به رضاع کبیر و فتوای دادن او بر این مطلب

ابو داود مى گوید:

«عن عايشه قالت: جاءت سهلة بنت سهيل إلى النبى صلى‏الله‏عليه ‏و‏سلم فقالت: يا رسول اللّه إنى أرى في وجه أبى حذيفة من دخول سالم و هو حليفه. فقال النبى صلى‏الله‏عليه‏و‏سلم: أرضعيه. قالت: وكيف أرضعه وهو رجل كبير! فتبسم رسول اللّه صلى‏الله‏ عليه ‏و‏سلم و قال: قد علمت انّه رجل كبير... وإن كان كبيرا خمس رضعات ثمّ يدخل عليها. وأبت أم سلمة وسائر ازواج النبى صلى‏الله‏عليه‏و‏سلم أن يدخلن عليهن بتلك الرضاعة أحدا من الناس حتى يرضع في المهد...»

مسند احمد حنبل: ج 10، ص 138، ح 26390؛ صحيح مسلم: ج 2، ص 1077، كتاب الرضاع، باب 7، ح 29. در الفاظی  دیگر در: سنن دارمی: ج 2، باب 59 ح2257: 210 ؛ سنن ابن ماجه: 1 باب 36- رضاع الکبیر 1943: 625؛ مصنف عبدالرزاق:7، 460 و 13886.

بر طبق این روایت جعلی که تنها ناقل آن، عایشه می باشد، عایشه فتوای به رضاع کبیر می داد:

فبذلك كانت عايشه تأمر بنات أخواتها وبنات أخوتها أن يرضعن من أحبت عايشه أن يراها ويدخل عليها

بر مبنای این روایت عایشه به دختران خواهر و دختران برادرش امر می کرد که شیر بدهند به هر کس که عایشه دیدار آنها را دوست دارد و می خواهد که داخل شوند در محضر عایشه.

صحيح مسلم: ج 2، ص 8 - 1076، كتاب الرضاع، باب رضاعة الكبير، ح 31 – 26؛ سنن ابن ماجه: ج 1، ص 625، كتاب النكاح، باب رضاع الكبير، ح 1943؛ سنن أبى داود: ج 2، ص 223، كتاب النكاح، باب فيمن حرم به، ح 2061؛ سنن نسائى: ج 6، ص 105 - 103، كتاب النكاح، باب رضاع الكبير، ح 22 – 3316؛

 

عمل کردن به این فتوی

البته باید توجه داشت که اين قضيه در حد فتوا دادن باقى نماند؛ بلكه خواهران عائشه به عده‌اى شير دادند و آن مردان مى‌توانستند با اين روش بر عائشه وارد شده و در حقيقت با او محرم مى‌شدند.

محمد ناصر الدين البانى در صحيح سنن أبى داود همین مطلب را ذکر کرده و مى‌نويسد:

فبذلك كانت عائشة تأمر بناتِ أخواتها وبناتِ إخوتها أن يرضعن مَنْ أحَبَتْ عائشة أن يراها و يدخل عليها و إن كان كبيراً خمس رضعات، ثم يدخل عليها

 بر اساس اين روايت، عائشه به دختران خواهر و دختران برادرش دستور مى‌داد به مردانى كه عائشه دوست داشت، آن مردان وى را ببيند و بر او وارد شوند؛ پنج بار شير بدهند؛ اگر چه آن مردان بزرگسال بودند.

سپس در ادامه مى‌گويد:

قلت: إسناده صحيح على شرط البخاري، وصححه الحافظ و من قبله ابن الجارود

من مى‌گويم كه اين روايت سندش بنابر شرايط بخارى، صحيح است و حافظ ابن حجر و قبل از او ابن جارود اين روايت را تصحيح كرده‌اند.

صحيح سنن أبي داود، ج6، ص302

ابن قيم الجوزيه، شاگرد ارشد ابن تيميه، در كتاب زاد المعاد مى‌نويسد:

قالوا: وقد صح عنها أنها كانت تدخل عليها الكبير إذا أرضعته في حال كبره أخت من أخواتها الرضاع المحرم .

علما گفته‌اند: به تحقيق با سند صحيح از او نقل شده است كه مرد بزرگسال بر او وارد مى‌شد؛ در صورتى در زمان بزرگسالى يكى از خواهرانش به او به اندازۀ محرم شدن، شير داده بود.

ابن القيم الجوزية، زاد المعاد في هدي خير العباد، ج5، ص584

حتى امام مالك در كتاب موطأ نقل مى‌كند كه سالم بن عبد الله بن عمر، از ام كلثوم خواهر عائشه سه بار شیر خورد؛ ولى چون نتوانست ده بار كامل شیر بخورد، اجازه نداشت پیش عائشه وارد شود.

حدثتی عن مالک عن نافع ان سالم بن عبدالله بن عمر ان عائشه ام المؤمنین ارسلت به و هو یرضع الی اختها ام کلثوم بنت ابی بکر فقالت ارضعیه عشر رضعات حتی یدخل علیّ قال سالم فارضعنی ام کلثوم ثلاث رضعات ثم مرضت فلم ترضعنی غیر ثلاث مرّات فلم اکن ادخل علی عائشه من اجل ان ام کلثوم لم تتم لی عشر رضعات

نافع از سالم بن عبد الله بن عمر نقل كرده است كه عائشه ام المؤمنین او را پیش خواهرش ام كلثوم دختر ابوبكر، فرستاد تا از او شیر بخورد. عائشه به او گفت كه به سالم ده بار شیر بده تا بر من وارد. سالم گوید: ام كلثوم به من سه بار شیر داد؛ سپس بیمار شد و نتوانست بیش از سه بار شیر بدهد . بنابراین من نمى‌توانستم بر عائشه وارد شوم؛ چون ام كلثوم نتوانسته بود، ده بار كامل به من شیر بدهد.

الموطأ مالک: ج 2، ص606

در کتاب موطأ مالک ج2ص606 و کتاب امتاع الاسماع مقریزی ج۱۰ص۲۶۳ چنین آمده است:

هنگامی که عائشه می خواست مرد نامحرمی بر او وارد شود خواهرش ام کلثوم را دستور می داد تا آن مرد را شیر دهد تا اینکه فرزند خواهر رضاعی عایشه گردد و بتواند بر او وارد شود. یعنی عایشه پس از این شیرخوردن, روبرو شدن با آنها بدون حجاب را بر خود حلال می دانست! زیرا به نظر او با آنها محرم شده بود!

 

سینه دادن عایشه به مردان نامحرم

برخى از علماى مخالفین، تصریح كرده‌اند كه خود عایشه به مردان غریبه شیر داده‌اند، نه خواهران و یا دختران خواهر او. از جمله استاد علامه دكتر شیخ موسى شاهین لاشین متوفاى 1430هـ استاد دانشكده اصول دین و دانشكده حدیث دانشگاه الأزهر مصر و همچنین نائب رئیس اسبق این دانشگاه، در كتاب فتح المنعم، شرح صحیح مسلم آورده است كه خود عائشه نیز شیر داشته و به پسرى شیر داده است تا با آن پسر محرم شود!!!

وكانت عائشه ترى أن إرضاع الكبیر یحرمه، وأرضعت غلاما فعلا، وكان یدخل علیها، وأنكر بقیة أمهات المؤمنین ذلك.

عائشه، اعتقاد داشت كه رضاع كبیر سبب محرمیت مى‌شود و قطعا خود او پسرى (كه نزدیك به سن بلوغ بوده) را شیر داد و آن پسر بر او وارد مى‌شد؛ اما سایر مادران مؤمنان، آن را قبول نداشتند.

فتح المنعم شرح صحیح مسلم، ج5 ، ص622

همچنین محمد الطاهر بن عاشور، متوفاى 1284هـ نیز كه یكى از مفسران نامدار جماعت عمریه به شمار مى‌رود در كتاب تفسیر التحریر والتنویر تصریح مى‌كند كه خود عائشه به مردان غریبه شیر داده است:

... وكانت عائشة أمّ المؤمنین إذا أرادت أن یدخل علیها أحد الحجابَ أرضعتْه، تأوّلت ذلك من إذن النبی صلى الله علیه وسلم لِسَهْلة زوج أبی حذیفة ، وهو رأی لم یوافقها علیه أمّهات المؤمنین ، وأبَیْن أن یدخل أحد علیهنّ بذلك ، وقال به اللیث بن سعد ، بإعمال رضاع الكبیر . وقد رجع عنه أبو موسى الأشعری بعد أن أفتى به

ام المؤمنین عائشه، هر وقت كه مى‌خواست شخصى بر او وارد شود، به او شیر مى‌داد. دلیل او براى این مطلب، اجازه پیامبر به سهله، همسر ابوحذیفه بوده است. این دیدگاهى است كه دیگر همسران پیامبر با آن موافق نبودند و اجازه نمى‌دادند كه كسى با استفاده از این روش بر آن‌ها وارد شوند . لیث بن سعد نیز اعتقاد به رضاع كبیر داشته است؛ اما ابوموسى اشعرى بعد از این كه فتوا داد، از فتواى خودش بازگشت .

التحریر والتنویر محمد الطاهر بن عاشور ، ج4، ص297.

 

اما آیا زنی كه شوهر ندارد، می‌تواند شیر بدهد؟

ممكن است كسى سؤال كند كه چگونه ممكن است، عائشه به مردان غریبه؛ آن‌هم در زمانى كه شوهر نداشته، شیر داده باشد؛ در حالى كه او هیچگاه صاحب فرزند نشده است؟

در جواب مى‌گوییم: علماى عمریه تصریح كرده‌اند كه براى شیر دادن لازم نیست كه زن حتما بچه‌دار شده باشد؛ بلكه كافى است كه دختر به سن حیض رسیده باشد و حتى دختران باكره نیز مى‌توانند شیر بدهد و اگر چنین اتفاقى بیفتد، محرمیت محقق مى‌شود .

انصارى شافعى در كتاب أسنى المطالب مى‌نویسد:

وَهِیَ ثَلَاثَةٌ الْأَوَّلُ المُرضِعُ فَیُشتَرَطُ كَوْنُهَا امرَأَةً حَیَّةً بَلَغَت سِنَّ الْحَیْضِ وَ إِن لَم تَلِد وَلَم یُحْكَم بِبُلُوغِهَا سَوَاءٌ أَكَانَت مُزَوَّجَةً أَمْ بِكْرًا أَمْ غَیرَهُمَا...

اركان رضاع سه چیز است: اول: كسى كه شیر مى‌دهد، باید زنى باشد كه زنده است و به سن حیض رسیده؛حتى اگر بچه‌دار نشده باشد؛ حتى اگر حكم به بلوغ او نشود؛ تفاوتى نمى‌كند كه این دختر ازدواج كرده باشد، یا باكره باشد یا غیر آن.

ابوبحیی الأنصاری الشافعی، أسنى المطالب فی شرح روض الطالب ، ج3، ص41.

بجیرمى نیز در حاشیه خودش بر منهج الطلاب همین قضیه را نقل كرده است:

(أَرْكَانُهُ) ثَلَاثَةٌ (رَضِیعٌ ، وَلَبَنٌ و مُرْضِعٌ و شُرِطَ فِیهِ كَونهُ آدَمِیَّةً حَیَّةً) حَیَاةً مُسْتَقِرَّةً (بَلَغَت) وَ لَوْ بِكْرًا (سِنَّ حَیضٍ) أَی: تِسعَ سِنِینَ قَمَرِیَّةً تَقْرِیبِیَّةً ... .

اركان رضاع سه چیز است: كسى كه شیر بخورد، شیر باشد، و كسى كه شیر مى‌دهد. شرط شیر دهنده این است كه آدمى باشد، زنده باشد، به سن بلوغ رسیده باشد. حتى اگر باكره باشد به سن حیض رسیده باشد؛ یعنى تقریبا 9 سال قمرى او كامل شده باشد .

سلیمان بن محمد البجیرمی، حاشیة البجیرمی علی منهج الطلاب، ج4، ص131.

و بغوى در شرح السنة مى‌نویسد:

وإذا نزل للبكر لبن ، فأرضعت به صبیا ، تثبت الحرمة إذا كانت فی سن یحتمل فیها البلوغ ، وهی تسع سنین...

اگر از دختر باكره‌اى شیر سرازیر شد و كودكى را شیر داد، حرمت ثابت مى‌شود ، به شرطى این كه در سنى باشد كه احتمال بلوغ مى‌رود. و آن 9 سالگى است.

الحسین بن مسعود البغوی، شرح السنة، ج9، ص79

تعداد زیادى از علماى عمریه ، همین قضیه را ذكر كرده‌اند كه ما به اختصار به همین اندازه اكتفا مى‌كنیم.

حال سؤال ما این است كه وقتى یك دختر خردسال و باكره بتواند شیر بدهد و شیر او سبب محرمیت شود، چرا عائشه نتواند شیر بدهد؟

ابومحمد یافعى از دانشمندان نامدارعمریه، در شرح حال ابومحمد دولابى مى‌نویسد كه این آقا كرامت‌هایى زیادى داشت؛ از جمله این كه مى‌توانست از سینه‌هاى خود به كودكان شیر بدهد:

وفی السنة (إحدى وعشرین وسبع مائة) المذكورة توفی صاحب الیمن شیخ القراءات ومعدن البركات مقرئ حرم الله تعالى ومحقق قراءة كتاب الله عز وجل الشیخ الكبیر السید الشهیر أبو محمد عبد الله المعروف بالدلاوی رضی الله تعالى عنه ونفع به كان من ذوی الكرامات العدیدات والمناقب الحمیدات... منها أنه كان عنده طفل غابت أمه عنه فبكى فدر ثدیه باللبن فأرضع ذلك الطفل حتى سكت وله كرامات أخرى كثیرة شهیرة.

در سال یاد شده (721هـ)، صاحب الیمین، استاد قرائت‌ها، معدن بركات، قارى حرم خدا، استاد بزرگ، سید نام‌دار، ابومحمد معروف به دولابى از دنیا رفت . او صاحب كرامت‌هاى زیاد و مناقب پسندیده‌اى بود... یكى از كرامات او این بود كه: كودكى در نزد او بود كه مادرش غائب شده بود، كودك گریه كرد؛ پس سینه‌هاى ابو محمد دولابى پر از شیر شد و آن كودك را شیر داد تا این كه ساكت شد. او كرامت‌هاى زیاد و مشهور دیگرى نیز داشت.

عبد الله بن أسعد الیافعی، مرآة الجنان وعبرة الیقظان، ج4، ص260.

 تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

بز، آیۀ «رضاع کبیر» را خورد!

عایشه در این قضیه نه تنها به پیامبر اکرم صلی الله علیه واله وسلّم دروغ بست بلکه قائل به تحریف قرآن نیز شد و به قرآن نیز دروغ بست:

عن عايشه قالت: لقد نزلت آية الرجم و رضاعة الكبير عشرا ولقد كان في صحيفة تحت سريرى فلما مات رسول اللّه صلی ‏الله‏ عليه‏ و‏سلم وتشاغلنا بموته دخل داجن فأكلها

همانا آیۀ رجم و رضاعۀ کبیره نازل شد و آن در صحیفه ای در زیر تخت من بود پس هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلّم از دنیا رفتند و ما مشغول تجهیز ایشان بودیم بزی داخل شد و آن را خورد.

سنن ابن ماجه، ج 1، ص 625، كتاب النكاح، باب 36، ح 1943.

مطابق آنچه كه علمای عمریه گفته‏اند و همچنین در پاورقى صحيح مسلم نيز آمده (كتاب الرضاع، ح 26) اين عبارت است: «الشيخ والشيخة إذا زنيا فارجموهما» و در بعض اقوال با اضافه كلمه «البته» يعنى: اگر پيرمرد و پيرزنى زنا كردند حتما آن دو را سنگسار كنيد.

سؤال این جاست که:

خداوندی در قرآن می فرماید: (إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُون‏ (حجر 9) البته ما قرآن را بر تو نازل كرديم و ما هم آن را محققا محفوظ خواهيم داشت‏.) نمی تواند کلام خود را از یک بز محافظت کند تا خوراک او نشود؟!

خداوند با تأکیدات فراوان در این آیه بیان می کند که حافظ بر قرآن خود خداوند جل جلاله می باشد و امکان تحریف به هیچ وجه ندارد.

سؤال دیگر ما از علماى بکری و عمری اين است كه آيا داجن فقط همين آيه را خورد يا قبل از آن آيات ديگرى را هم خورد كه خبر آن دريافت نشد؟

برخی از علمای عمریه در توجیه آیۀ رضاع کبیر چنین توجیه کرده اند که نسخ تلاوت شده و هم نسخ حكم. در پاسخ آن بايد گفت:

اولاً آيه تا زمان شهادت رسول خدا به قول عايشه زير رختخواب او وجود داشت. آيا بعد از شهادت آن حضرت، جبرئيل نازل شد و آن را نسخ كرد؟!

ثانياً  چگونه میشود كه حكمى نازل شده باشد و مردم از آن با خبر نباشند و فقط عايشه آن را بداند و سپس نسخ آن بيايد و از نسخ آن هم كسى مطلع نشود و بعدها علماى عمریه آن را در توجيه ادعاى عايشه نقل كنند؟!

ثالثاً طبق آیه قرآن که می فرماید: ما ننسخ من آیة أو ننسها نأت بخیر منها أو مثلها (بقره 106) هیچ آیه ای نسخ نمی کنیم مگر آنکه بهتر از آن یا مثل آن را می آوریم. آیاتی که در قرآن منسوخ شده اند ناسخ دارند. ناسخ این آیه کجاست؟

رابعاً آیه ای که نسخ می شود در قرآن نیز موجود است آیا آیه عشر رضعات و خمس رضعات کجای قرآن است؟

خامساً عايشه كه مدعى وجود آن آيه است آن را به عنوان حكمى الهى تلقى كرده و ادعا میكند داجن آن را خورد نه آنكه نسخ شده باشد. و بر طبق آن فتوی داده و به آن عمل می کرده است چنانکه گذشت.

 

رضاعه ای که سبب محرمیت می شود

براى اينكه مشخص شود چه شير دادنى محرميت مى‏ آورد به چند روايت از صحاح مراجعه مى‏كنیم:

عن عايشة قالت: دخل علىّ رسول اللّه و عندى رجل قاعد فاشتدّ ذلك عليه و رأيت الغضب في وجهه. قالت فقلت: يا رسول اللّه! انّه اخى من الرضاعة قالت فقال: أنظرن اخوتكن من الرضاعة. فانما الرضاعة من المجاعة»

عايشه مى‏گويد: رسول خدا صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏آله بر من وارد شد. مردى نزدم نشسته بود. اين صحنه بر آن حضرت گران آمد و آثار غضب را در چهره ‏اش مشاهده كردم. گفتم: يا رسول اللّه اين مرد برادر رضاعى من است. فرمود: در اين امر دقت كنيد كه رضاع تنها و تنها وقتى ثابت است كه طفل شير خوار از پستان زنى شير بخورد. و به وسيله شير، سير شود

صحيح بخارى، ج 3، ص 223، كتاب الشهادات، باب الشهادة على الانساب، و ج 7 ص 12، كتاب النكاح، باب من قال: لارضاع بعد حولين... .؛ سنن ابن ماجه، ج 1، ص 626، كتاب النكاح، باب 37، ح 1945؛ سنن أبي داود، ج 2، ص 222، كتاب النكاح، باب في رضاعة الكبير، ح 2058؛ سنن نسائى، ج 6، ص 101، كتاب النكاح، باب 51، ح 3309.

در پاورقى صحیح مسلم دارد که: در معناى «انما الرضاعة من المجاعة» مى‏نويسد:

يعنى إن الرضاعة التى تثبت بها الحرمة وتحل بها الخلوة هى حيث يكون الرضيع طفلا يسد اللبن جوعته

يعنى رضاعى كه محرميت مى‏آورد آن است كه شير خورنده كودكى باشد كه شير گرسنگى او را برطرف كند.  

صحيح مسلم، ج 2، ص 1078، كتاب الرضاع، باب 8، ح 32،

از لسان این روایت معلوم می شود كه:

اولاً: شرايط محرمیت رضاعی در آن مرد وجود نداشت و إلاّ غضب پيامبر صلی الله علیه وآله وسلّم قبل از آنكه بپرسد كه اين مرد كيست موردى نداشت. از اين گذشته چنين نبود كه آن حضرت برادر رضاعى عايشه را نشناسد و نداند كيست.

ثانیاً: مشخص می شود که پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلّم، قبلا شرط رضاع را به عایشه گفته بوده است و او حیا نکرده و بعد از پیامبر علاوه بر اینکه فتوی به رضاع کبیر می داده است برای آن حدیث جعل می کرده است.

عن عبد اللّه بن زبير أنّ رسول اللّه صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏سلم قال: «لا رضاع إلاّ ما فتق الامعاء»

ابن زبير از رسول خدا صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏آله نقل میكند كه آن حضرت فرمود: رضاع (شير خوارگى كه باعث محرم شدن می شود) هنگامى صادق است كه باعث سيرى شود (يعنى شير كودك را سير كند و نياز به غذاى ديگرى نداشته باشد.)

سنن ابن ماجة، همان، ح 1946

واضح‏تر از آن روايت زير است:

عن أم سلمة قال رسول اللّه صلى‏ الله ‏عليه‏ و‏سلم: لا يحرم من الرضاعة إلاّ ما فتق الامعاء في الثدى وكان قبل الفطام» رضاع هنگامى درست است كه قبل از دو سالگى بوده و طفل با مكيدن از پستان از شير زن سير شود. (يعنى به غذاى ديگرى نيازمند نباشد.

قالت أم سلمة لعائشة: انّه يدخل عليك الغلام الايفع الذى ما أحب أن يدخل على

أم سلمة به عايشه مى‏گفت: پسر مميز بر تو وارد مى‏شود (و تو حجاب نمى‏كنى) و من دوست ندارم كه بر من وارد شود.»

سنن ترمذي، ج 3، ص 458، كتاب الرضاع، باب 5، ح 1152.

عن ابن مسعود قال: لا رضاع إلاّ ما شدّ العظم وأنبت اللحم فقال ابو موسى: لا تسألونا وهذا الخبر فيكم

ابن مسعود می گويد: رضاعى باعث محرميت است كه استخوان را محكم كند و گوشت بروياند.

تذكر اين نكته نيز لازم است كه داستان شير خوردن «سالم» را نيز فقط عايشه نقل كرده است كه در آن اشكالات متعددى ديده مى‏شود كه مهمترين آنها اين است كه:

اگر سالم با «سهلة» نامحرم است چگونه میتواند شير او را بخورد؟ ابوحذيفة از اينكه سالم به زنش -كه با او نامحرم است- نگاه می كند ناراحت می شود!!! ولى اگر پستان زنش را بمکد و شير زنش را بخورد ناراحت نمى‏شود!!! آيا میتوان پذيرفت كه نگاه كردن به زنى حرام باشد ولى مكيدن شير از پستان او حلال؟!

مسلم از ام سلمه و سائر زوجات پیامبر روایت نقل می کند که ایشان با عمل کرد عائشه در این رابطه مخالفت می ورزیدند.

 

رفع شبهه ای در این جریان

بعض از علماى بکری و عمری در توجيه شير خوردن سالم گفته‏ اند كه ممكن است سهلة شير خود را در ظرفى ريخته و سالم از آن نوشيد و با اين توجيه خواسته‏ اند كه اشكال مزبور را رفع كنند!!!

اينان از اين نكته غافل شدند كه اگر چنين است چرا سهله از اين نوع شير دادن ناراحت بود؟ می خواهد سالم مردى بزرگ باشد يا نباشد. از اين گذشته با كلمه «رضاع» كه اصطلاحا به معناى مكيدن شير از پستان است مناسبت ندارد. زيرا رضاع هنگامى صادق است كه طفل، شير را از پستان بمكد نه آنكه آن را در ظرفى ريخته و به او بدهند.

ابن حزم اندلسى، یكى از فقهاى بزرگ تاریخ عمریه در باره چگونگى رضاع و این كه باید از خود سینه باشد و یا به صورت دیگر ، مى‌نویسد:

مسألة وأما صفة الرضاع المحرم فإنما هو ما امتصه الراضع من ثدی المرضعة بفیه فقط...فلما من سقی لبن امرأة فشربه من أناء أو حلب فی فیه فبلعه أو أطعمه بخبز أو فی طعام أو صب فی فمه أو فی أنفه أو فی أذنه أو حقن به فكل ذلك لا یحرم شیئا ولو كان ذلك غذاءه دهره كله ...ولا یسمى إرضاعا إلا ما وضعته المرأة المرضعة من ثدیها فی الرضیع یقال أرضعته ترضعه إرضاعا...ولا یسمى رضاعة ولا إرضاعا إلا أخذ المرضع أو الرضیع بفیه الثدی وامتصاصه إیاه تقول رضع یرضع رضاعا ورضاعة..وأما كل ما عدا ذلك مما ذكرنا فلا یسمى شیء منه أرضاعا ولا رضاعة ولا رضاعا

مسألة: اما چگونگى شیر خوردن كه سبب محرمیت مى‌شود : شیر خوردن، زمانى سبب محرمیت مى‌شود كه كسى كه شیر مى‌خورد، باید سینه شیر دهنده را تنها و تنها در دهانش بگیرد .. اما اگر شیر زن را در ظرفى بدوشند و آن شخص بخورده، یا در دهان او بدوشند و آن شخص شیر را ببلعد، و یا با نان آن را بخورد، یا با غذایى قاطى شود، یا در دهان، بینى، گوش یا ماتحت او ریخته شود؛ همه آن‌ها سبب هیچگونه محرمیتى نمى‌شود؛ حتى اگر در تمام عمرش این شیر غذاى او باشد...رضاع، نامیده نمى‌شود؛ مگر این كه زن، سینه خود را در دهان شیر خورنده قرار دهد.. رضاع نامیده نمى‌شود؛ مگر این كه شیر خورنده با دهانش سینه زن را بگیرد و آن را بمكد.اما غیر از آن چه گفتیم، رضاع به حساب نمى‌آید.

إبن حزم الأندلسی، المحلى، ج10، ص7،

زین الدین عراقى، از علماى بزرگ اهل سنت در این باره مفصل توضیح داده و سپس نظر ابن حزم را نقل می‌كند كه باید شیر خوردن از خود سینه باشد و شیر خوردن به صورت غیر مستقیم سبب محرمیت نمى‌شود.

استشكل أمره علیه الصلاة والسلام إیاها بإرضاعه لما فیه من التقاء البشرتین وهو محرم قبل أن یستكمل الرضاع المعتبر وتصیر محرما له قال القاضی عیاض... ویحتمل أنه عفی عن مسه للحاجة كما خص بالرضاعة مع الكبر انتهى

وجعل أبو العباس القرطبی علی ذلك دلیلا على الاختصاص به لأن القاعدة تحریم الاطلاع على العورة ولا یختلف فی أن ثدی الحرة عورة لا یجوز الاطلاع علیه قال ولا یقال یمكن أن یرضع ولا یطلع لأنا نقول نفس التقام حلمة الثدی بالفم اطلاع فلا یجوز انتهى

در مورد امر به ارضاع كبیر، این اشكال شده است كه لازمه این كار برخورد پوست مرد و زن نامحرم قبل از محرم شدن است ! و قبل از تمام شدن رضاع این كار حرام است! قاضى عیاض گفته است: ... ممكن است كه به خاطر احتیاج به خوردن شیر، این كار جایز شده باشد، همانطور كه اصل شیر خوردن در بزرگى براى او حكم خاص شد! ابوعباس قرطبى این روایت را دلیل بر این دانسته است كه حكم حرمت، با ارضاع كبیر تخصیص خورده است؛ زیرا قاعده كلى حرمت نگاه به عورت است و اختلافى در اینكه سینه زن جزو عورت است، و نگاه به آن حرام است، نیست! و نمى‌توان گفت كه ممكن است شیر بخورد ولى نگاه نكند! چون خود شیرخوردن، برخورد دو پوست است و جایز نیست ! (پس باید این حكم را تخصیص قاعده كلى دانست)

زین الدین عبد الرحیم بن الحسین العراقی، طرح التثریب فی شرح التقریب ، ج7، ص129 .

كاشانى حنفى در بدائع الصنایع مى‌نویسد كه گذاشتن سینه در دهان، در تحقق رضاع شرط است:

وَإِنَّمَا الْمَوْجُودُ من الْمُرْضِعَةِ التَّمْكِینُ من ارْتِضَاعِهَا بِإِلْقَامِهَا ثَدْیَهَا فَكَانَتْ مُحَصِّلَةً لِلشَّرْطِ .

آن شرطى كه شیر دهنده دارد، این است كه با گذاشتن سینه در دهان او، به او اجازه شیر خوردن بدهد و به این صورت شرط لازم را تحصیل كرده است .

أبی بكر بن مسعود الكاسانی الملقب بملك العلماء، بدائع الصنائع فی ترتیب الشرائع، ج4، ص11

بنابراین، طبق نظر این عده از علما و بزرگان اهل سنت، رضاع زمانى محقق مى‌شود كه شخص بزرگسال به صورت مستقیم و با دهان خود از سینه زن شیر بخورد. و طبق گفته ابن حزم كسانى كه به این مطلب اشكال كنند، به رسول خدا صلى الله علیه وآله اعتراض كرده‌اند .

 تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

کفر و فسق و ظلم عایشه و جهنمی بودن او به خاطر این مسأله

پس ثابت شد که عایشه:

1. به سینه دادن زن های شیرده به مردان بزرگسال جهت محرم شدن، فتوا داده است.

2. او اکتفا به فتوی نکرده بلکه خواهران و دختران خواهر خود را به شیر دادن به افرادی که عایشه ملاقات آنها را دوست داشته امر می کرده است.

3. بلکه بالاتر از آن خود به برخی از مردان شیر می داده است.

هر سه عنوان بالا وجوه کفر متعددی بر آنها مترتب است. اما آنچه که قابل توجه می باشد اینکه او این کار را

اولاً مستند به روایتی از پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم کرده است

ثانیاً بالاتر از آن می گفته است که: رضاع کبیر در قرآن بوده است. سخن او از دو حالت خارج نیست یا دروغ می گفته است که آیاتی وجود داشته و بز خورده است که در این صورت علاوه بر آنکه دروغ گفته است به خداوند نیز افترا بسته است. و اگر راست می گوید و چنین آیاتی بوده است پس قائل به تحریف قرآن می باشد. 

طبق موارد بالا عایشه مخاطب به این آیات است:

به خاطر افترا و کذب او بر خدا، مخاطب است به آیۀ:

ان الذین کفروا یفترون علی الله الکذب و اکثرهم لا یعقلون (مائده103) همانا افرادی که کافرند بر خداوند افترا می زنند و اکثر آنها عقل ندارند.

به خاطر شیوع فاحشه و گناه مخاطب است به آیة:

ان الذین یحبون ان تشیع الفاحشة فی الذین آمنوا لهم عذاب الیم فی الدنیا والآخرة (نور 19) همانا افرادی که دوست دارند فحشا در میان مؤمنان شیوع یابد برای این ها عذابی دردناک در دنیا و آخرت است.

این عایشه است که بعد از رسول اکرم صلی الله علیه و اله فساد و فحشا در جامعه را ترویج می دهد و به مردان نامحرم اجازه می دهد با پستان خواهر و دختران خواهرش بازی کنند و از آن شیر بخورند! آیا یک انسان شریف ولو غیر مسلمان حاضر به فکر کردن در این قضیه می شود چه رسد به اینکه چنین کاری انجام دهد؟!فطرت انسانی و حیا و شرم یک انسان مانع بزرگی است از این فعل بی غیرتی و بی حیائی. آن وقت این ناموس پیامبراکرم صلی الله علیه و اله است که به بهانه شیرخوردن مردان نامحرم از خواهر او با این مردان خلوت می کند! و بعید نیست که حجاب خود را جلوی ایشان بر می داشته و با آنها مصافحه و معانقه می کرده است زیرا آنها را جزء محارم خویش می دانسته است!!!  آیا این است شرم و حیای عایشه به عنوان اینکه حرم رسول خدا بوده و آنقدر حرم رسول خدا حرمت دارد که احدی از زنهای پیامبر نمی تواند بعد از ایشان ازدواج کند.

به خاطر فتوی به غیر آنچه که خدا نازل کرده است مخاطب است به این آیات:

من لم یحکم بما انزل الله فاولئک هم الکافرون (مائده 44) کسی که بغیر آنچه خدا نازل کرده است حکم کند پس آنها کافرین اند.

من لم یحکم بما انزل الله فاولئک هم الظالمون (مائده 45) کسی که بغیر آنچه خدا نازل کرده است حکم کند پس آنها ظالمین اند.

من لم یحکم بما انزل الله فاولئک هم الفاسقون (مائده 47) کسی که بغیر آنچه خدا نازل کرده است حکم کند پس آنها فاسقین اند.

پس به حکم قرآن، عایشه هم کافر هم ظالم و هم فاسق است و هم معذب در عذاب دردناک است.





آیاعایشه باکره بود (ازدواج  کرده بودقبل از… ؟

(قابل توجه طرفداران خیرشاهی)

 درکتاب الطبقات الکبری ج۸ ص۵۹(ازکتب مرجع اهلسنت)  آمداست :

 عائشه قبل از ازدواج با پیامبر شوهر کرده ونام همسرش جبیر بود.

 وابوبکر اوراباز پس گرفته وپس ازگرفتن طلاق اورابه عقد پیامبراکرم درآورد؟

 مطلبی دیگر درکتاب اسدالغابه ج۵ص۴۲۸وج۴ص۳۵۵وج۲ص۶ _آمده که بعضی از صحابه پیامبر همانندمسطح بن اثاثه وحسان بن ثابت وحمنه عائشه رامتهم به فحشا وزنا نمودندوپیامبرنیز حد به آنان جاری کردوهیچ کتاب شیعه این اتهام ونسبت ناروا یافت نمی شود ودر عین حال شما وهابیهای دروغگو وحرام زاده مانند خیرشاهی  این تهمت رابه دروغ به شیعه نسبت می دهید راستی انگیزه این دروغ گویی وتهمت ناروای این مردک پست خیرشاهی که فردی ضدانقلاب ووهابی مایه ننگ برای اهل سنت ودست نشانده انگلیس و وهابیت درکشورماست چیست؟ 

چرابااین مردک(خیرشاهی) برخورد نمیشود اوباعث ازبین رفتن وحدت است وتفرقه بین مسلمانان است چون نه اهل سنت ونه شیعه وهابیت رامذهب اسلامی نمی دانند این مردک به عنوان یک حنفی مذهب است که درواقع یک وهابی کثیف است خودش را حنفی جلوه داده و بااین کلیپهای که درموبایلها پخش کرده داردبرعلیه اسلام و وحدت مسلمانان کارمیکندومهره ای برای دشمنان اسلام است امیدوارم زوتراو واربابهای ملعونش  به عذاب الهی دچار شوند وآشکار رسوا شوند.

دوم

زنان پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ همگی مطیع و پایبند به سنّت و احکام اسلامی بودند امّا در مورد عایشه و حفصه اعمال و مخالفت‌های بسیاری در منابع ذکر شده است، از این رو آن‌ها را نمی‌توان مانند دیگر زنان پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ قلمداد کرد.

خودبزرگان اهل سنت کلی روایت درباره عایشه دارکه معلوم می شود این زن  به چه اندازه ملعون وکافربوده که خود علمای سنی هم اعتراف کردند من یک نمونه بیان می کنم خود شما قضاوت کنید:

وقتی عایشه می‌خواهد به جنگ علی ـ علیه السّلام ـ خلیفة پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ برود، «ام سلمه» به او می‌گوید: قد نهاکَ عن الغرطة فی البلاد، ای عایشه خداوند تو را از گردش در سرزمین‌ها ممنوع ساخته و گوشة خانه را برای تو پسندیده است…».[ ابن ابی الحدی، شرح نهج‌البلاغه، ج ۲، ص ۷۹] و یا امام علی ـ علیه السّلام ـ می‌گوید: تو ای عایشه از خانة خود پا به بیرون نهادی، در این کار با خدا و پیامبرش نافرمانی می‌کنی، زنان را با بسیج و سپاه و خود نمایی در میان رزمندگان چه‌کار؟!…[ابن ابی الحدید، شرح نهج‌البلاغه، ج۱، ص ۶۳]

ولی عایشه با همة این تأکیدات و با علم به تخلف خود پای در فتنه و جنگی گذاشت که جز گناه و پشیمانی هیچ سودی نداشت.

 

دخلتْ ام أوفى العبدیة بعد الجمل على عائشة، 

زنی بعد جمل بر عایشه وارد شد

فقالت لها: ما تقولین فى إمرأة قتلت إبناً لها صغیراً؟

پرسید حکم کسی که فرزندانش را بکشد چیست؟؟

 قالت: وجبت لها النار.

عایشه گفت آتش برای او واجب است

 قالت: فما تقولین فى إمراة قتلت من اولادها ألاکابر عشرین ألفاً فى صعید واحد؟ 

آن زن گفت پس چرا20هزار اولادت کشتی؟؟

قالت: خذوا بید عدوّة اللّه.

عایشه گفت اورا بگیرید دشمن خداست!!


 ۱-  بی حرمتی عایشه به رسول الله .صلی علیه و آله 

 

نعمان بن بشیر صحابی روایت میکند که: ابوبکر از رسولخدا صلی الله و علیه و آله اجازه ورود خواست، پس شنید که سر و صدای عایشه بلند است و میگوید: به خدا قسم! میدانم که علی (علیه السلام) را بیشتر از من و پدرم دوست داری، دو بار یا سه بار این را گفت. ابوبکر اجازه خواست و داخل شد و خود را به عایشه رساند و گفت: ای دختر فلانه نشنوم صدایت را بر رسولخدا صلی الله و علیه و آله بلند کنی.

(اسناد حدیث صحیح است)

مسند احمد بن حنبل ج۱۴ ص ۱۶۹

۱- اول اینکه رسولخدا صلی الله و علیه و آله امیرالمومنین علی علیه السلام را بیشتر از عایشه و پدرش ابوبکر دوست داشته اند. که ثابت میکند برتری و فضیلت آن حضرت علیه السلام را و نیز این ادعایی را که رسولخدا صلی الله و علیه و آله ابوبکر و عایشه را از همه بیشتر دوست داشته دروغ ثابت میکند.
۲- عایشه صدایش را بر رسولخدا صلی الله و علیه و آله بلند کرده است و خداوند در قرآن در سوره حجرات آیه ۲ میفرماید: لَا تَرْفَعُوا أَصْوَاتَکُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِیِّ (صدایتان را بر صدای رسولخدا صلی الله و علیه و آله بلند نکنید).

۳- و خداوند در ادامه همان آیه میفرماید: وَلَا تَجْهَرُوا لَهُ بِالْقَوْلِ کَجَهْرِ بَعْضِکُمْ لِبَعْضٍ أَن تَحْبَطَ أَعْمَالُکُمْ وَأَنتُمْ لَا تَشْعُرُونَ (و همچنانکه بعضى از شما با بعضى دیگر بلند سخن مىگویید با او به صداى بلند سخن مگویید مبادا بىآنکه بدانید کردههایتان تباه شود).

۴- خداوند در سوره النساء آیه ۶۵ میفرماید: فَلاَ وَرَبِّکَ لاَ یُؤْمِنُونَ حَتَّىَ یُحَکِّمُوکَ فِیمَا شَجَرَ بَیْنَهُمْ ثُمَّ لاَ یَجِدُواْ فِی أَنفُسِهِمْ حَرَجًا مِّمَّا قَضَیْتَ وَیُسَلِّمُواْ تَسْلِیمًا (به پروردگارت قسم که ایمان ندارند مگر آنکه تو را در مورد آنچه میان آنان مایه اختلاف است داور گردانند سپس از حکمى که کردهاى در دلهایشان احساس ناراحتى نکنند و کاملا سر تسلیم فرود آورند) این در حالیست که عایشه بر عمل رسولخدا صلی الله و علیه و آله اعتراض میکند و تسلیم امر آن حضرت نیست پس طبق نص این آیه هرگز ایمان ندارد، چون تسلیم امر آن حضرت نشده و حتی علناً زبان به اعتراض و سر و صدا گشوده است و آیه میگوید: در دلهایشان احساس ناراحتى نکنند و کاملا سر تسلیم فرود آورند.

۵- این حدیث حسود بودن عایشه را نشان میدهد و خداوند در آیه ۵۴ سوره النساء میفرماید: أَمْ یَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلَى مَا آتَاهُمُ اللّهُ مِن فَضْلِهِ فَقَدْ آتَیْنَآ آلَ إِبْرَاهِیمَ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَةَ وَآتَیْنَاهُم مُّلْکًا عَظِیمًا(آیا به کسانیکه خداوند از فضل خود عطا فرموده حسادت میورزند، در حقیقت ما به خاندان ابراهیم کتاب و حکمت دادیم و به آنان ملکى بزرگ بخشیدیم.)

 

2-  پیامبر آرزوی مرگ عایشه را داشت

 

عایشه میگوید: رسولخدا (صلی الله و علیه و آله) از بقیع برگشت و بر من وارد شد و من سرم درد میکرد، و من میگفتم: ای وای سرم، پس رسولخدا(صلی الله و علیه و آله) فرمود: ای عایشه بلکه من باید بگویم ای وای سرم. سپس فرمود: چه ضرری به تو میرسید اگر قبل از من میمردی و من تو را غسل میدادم و کفن میکردم و بر تو نماز میخواندم و دفنت میکردم.

سنن ابن ماجه ص ۲۶۰ حدیث ۱۴۶۵
آیا باز هم میتوانید ادعا کنید که عایشه زن محبوبه رسولخدا صلی الله و علیه و آله بوده؟!

 

3-  رسولخدا محکم با مشت به سینه عایشه زدند

عایشه می گوید: یکی ازشبهایی که نوبت من بود پیامبر به اتاقم بیاید، من خود را به خواب زده بودم، نعلینش را کنده وعبایش را انداخت و روی رختخواب درازکشید، وقتی دید من خوابم، به آرامی برخاست و آرام در را بازکرد وبیرون رفت ودر را بست و رفت، من هم لباس پوشیدم وبه دنبالش رفتم، تا به بقیع رسید، دیدم که سه باردست بلند کرد و پس ازمدتی بازگشت و من برگشتم، تند تند می رفت من هم تند تند رفتم دوید من هم دویدم و قبل از او به خانه رسیدم و خود را به خواب زدم،!! انگار فهمیده بود گفت: عایشه ترا چه شده؟ چرا نفس نفس میزنی؟ گفتم هیچ چیزی نشده! گفت: میگی یا خداوند لطیف خبیر برایم خبر دهد؟ من هم به او گفتم پدر و مادرم به فدایت بله من بودم، با تمام قدرت مشتی به سینه ام کوبید که به عقب پرتاب شدم و گفت: تو چراچنین می پنداری که خدا وپیامبرش برتو ظلم روا می دارند؟

۱-آنچه از این حدیث معلوم میشود اول اینکه عایشه به خدا و رسولش سوء ظن داشته و این عدم ایمان به خدا و رسول صلی الله و علیه و آله است.

۲-ثانیاً عایشه به رسولخدا صلی الله و علیه و آله دروغ گفته و دروغگو مستحق لعنت است.

۳-ثالثاً عایشه زنی مومنه و محترم نبوده وگرنه رسول صلی الله و علیه و آله به سینه اش با مشت نمیزدند. چون خداوند در قرآن به رسولش صلی الله و علیه و آله میفرماید: وَاخْفِضْ جَنَاحَکَ لِلْمُؤْمِنِینَ (ای رسول و بال خویش را براى مؤمنان فرو گستر)سوره حجر آیه ۸۸